محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
79
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نيست ، بر آنچه ادّعا مىكنند حجّت و دليلى ندارند ، و بر آنچه در سر مىپرورانند تحقيقى نمىكنند ، آيا ممكن است ساختمانى بدون سازنده ، يا جنايتى بدون جنايتكار باشد ؟ ! و اگر خواهى در شگفتى ملخ سخن بگو ، كه خدا براى او دو چشم سرخ و دو حدقه چونان ماه تابان آفريد و به او گوش پنهان و دهانى متناسب اندامش بخشيد ، او داراى حواس نيرومند و دو دندان پيشين است كه گياهان را مىچيند و دو پاى داس مانند كه اشياء را برمىدارد . كشاورزان براى زراعت از آنها مىترسند و قدرت دفع آنها را ندارند ، گرچه همه متّحد شوند . ملخها نيرومندانه وارد كشتزار مىشوند و آنچه ميل دارند مىخورند ، در حالى كه تمام اندامشان به اندازه يك انگشت باريك نيست . پس بزرگ است خداوندى كه تمام موجودات آسمان و زمين ، خواه و ناخواه او را سجده مىكنند ، و در برابر او با خضوع چهره بر خاك مىنهند ، و رشته اطاعت او را در تندرستى و ناتوانى به گردن مىنهند و از روى ترس و بيم ، زمام اختيار خود را به او مىسپارند . پرندگان رام فرمان اويند ، و او از تعداد پرها و نفسهاى پرندگان آگاه است ، برخى را پرنده آبى و گروهى را پرنده خشكى آفريده ، و روزى آنها را مقدّر فرموده و اقسام گوناگون آنها را مىداند ، اين كلاغ است و آن عقاب اين شترمرغ است و آن كبوتر . هر پرندهاى را با نام خاصّى فراخواند ، و روزىاش را فراهم كرد . خدايى كه ابرهاى سنگين را ايجاد و بارانهاى پىدرپى را فرستاد و سهم باران هر جايى را معيّن فرمود ، زمينهاى خشك را آبيارى كرد و گياهان را پس از خشكسالى روياند .